سخنرانى در بهشت زهرا، 12 بهمن 1357

من دولت تعيين مىكنم! من تو دهن اين دولت مىزنم! من دولت تعيين مىكنم! من به پشتيبانى اين ملت دولت تعيين مىكنم! من به واسطه اينكه ملت مرا قبول دارد... اين آقا كه خودش هم خودش را قبول ندارد! رفقايش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد؛ فقط امريكا از اين پشتيبانى كرده و فرستاده، به ارتش دستور داده كه از اين پشتيبانى بكنيد؛ انگليس هم از اين پشتيبانى كرده و گفته است كه بايد از اين پشتيبانى بكنيد. يك نفر آدمى كه نه ملت قبولش دارد، نه هيچ يك از طبقات ملت از هر جا بگوييد قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند كه مىآورند توى خيابانها! از خودشان هست اين اشرار، فرياد هم مىكنند، از اين حرفها هم مىزنند. لكن ملت اين است، اين ملت است.
مىگويد كه در يك مملكت كه دو تا دولت نمىشود! خوب، واضح است اين؛ يك مملكت دو تا دولت ندارد لكن دولت غيرقانونى بايد برود. تو غير قانونى هستى! دولتى كه ما مىگوييم، دولتى است كه متكى به آراى ملت است؛ متكى به حكم خداست. تو بايد يا خدا را انكار كنى يا ملت را! بايد سر جايش بنشيند اين آدم! و يا اينكه به امر امريكا و اينها وادار كند يك دستهاى از اشرار، اين ملت را قتل عام كند .
سخنرانى پس بازگشت به ايران بعد از پانزده سال تبعيد، فرودگاه مهرآباد، 12 بهمن 1357
ما پيروزىمان وقتى است كه دست اين اجانب از مملكتمان كوتاه شود و تمام ريشههاى رژيم سلطنتى از اين مرز و بوم بيرون برود و همه رانده بشوند. و اين كارها و اين چيزهايى كه اخيراً واقع مىشود و دست و پا مىزنند عمال اجانب كه يا شاه را برگردانند- يعنى شاه سابق- و يا رژيم ديگرى و يا رژيم سلطنتى را حفظ كنند، اين مطلب را بايد بدانند كه گذشته است مطلب؛ و اينطور مسائلى كه شما پيش مىآوريد دست و پايى بيش نيست. و اگر تسليم ملت نشويد، ملت شما را به جاى خودش مىنشاند.
ما بايد از همه طبقات ملت تشكر كنيم كه اين پيروزى تا اينجا به واسطه وحدت كلمه بوده است. وحدت كلمه مسلمين- همه، وحدت كلمه اقليتهاى مذهبى با مسلمين، وحدت دانشگاه و مدرسه علمى، وحدت طبقه روحانى و جناح سياسى. بايد همه اين رمز را بفهميم كه وحدت كلمه رمز پيروزى است؛ و اين رمز پيروزى را از دست ندهيم و- خداى نخواسته- شياطين بين صفوف شما تفرقه نيندازند. من از همه شما تشكر مىكنم و از خداى تبارك و تعالى سلامت و عزت همه شما را طالب، و از خداى تبارك و تعالى قطع دست اجانب و ايادىِ بسته به آنها را خواهان هستم.
سخنرانى امام در جمع مسئولان روزنامه هاى كيهان، اطلاعات و جمهورى اسلامى،۱۰ شهريور ۱۳۶۴
راديو- تلويزيون و مطبوعات مال عموم است- چنانچه شما هم همين اعتقاد را داريد كه عموم بر آنها حق دارند- از اين جهت، من به سهم خود خيال دارم كه راجع به من كم باشد، مگر در مواقع حساسى كه لازم است كه آن هم بايد از ما سؤال شود كه آيا مطلبى را بايد نقل بكنند يا خير. و الّا آنچه خوب است در راديو- تلويزيون و مطبوعات باشد، آن است كه براى كشور اثرى داشته باشد. مثلًا اگر زارعى خوب زراعت كرد و زراعتش خوب بود، شما اين شخص را به جاى مقامات كشور در صفحه اول بگذاريد و زيرش بنويسيد اين زارع چگونه بوده است، اين منتشر بشود. و يا كارمندى خوب كار كرد، و يا اگر طبيبى عمل خوبى انجام داد، عكس او را در صفحه اول چاپ كنيد و بنويسيد كه اين عملش چطور بوده است. اين باعث تشويق اطبا مى شود و بيشتر دنبال كار مى روند. يا مثلًا اگر كسى كشفى كرد، بايد مفصل با عكس و مطلب باشد، يا اگر كسى سارقى را دستگير نمود، و يا يك كشاورز و يا هنرمند و يا جراح، كه متأسفانه نه اسمشان است و نه عكسشان، در حالى كه اينها لايقاند تا در روزنامه ها مطرح شوند، خلاصه، بايد اساس تشويق اشخاصى باشد [كه] در اين كشور فعاليت مىكنند؛ اينها به اين كشور حق دارند، به اين روزنامه ها حق دارند، به راديو- تلويزيون حق دارند، ولى ماها نسبت به آنها حقمان كم است...
پيام راديو- تلويزيونى امام به ملت ايران به مناسبت ولادت امام عصر
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
اين عيد سعيد پانزده شعبان را به همه مسلمين و به همه ملت ايران تبريك عرض مىكنم. ماه شعبان ماه بزرگى است كه در آن، در سوم آن، بزرگ مجاهد عالم بشريت متولد شد و در پانزده آن، حضرت مهدى موعود- ارواحناله الفداء- پا به عرصه وجود گذاشت و قضيه غيبت حضرت صاحب، قضيه مهمى است كه به ما مسائلى مىفهماند مِن جمله اينكه براى يك همچو كار بزرگى كه در تمام دنيا عدالت به معناى واقعى اجرا بشود در تمام بشر نبوده كسى الّا مهدى موعود- سلام اللَّه عليه- كه خداى تبارك و تعالى او را ذخيره كرده است براى بشر. هر يك از انبيا كه آمدند، براى اجراى عدالت آمدند و مقصدشان هم اين بود كه اجراى عدالت را در همه عالم بكنند لكن موفق نشدند. حتى رسول ختمى- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- كه براى اصلاح بشر آمده بود و براى اجراى عدالت آمده بود و براى تربيت بشر آمده بود، باز در زمان خودشان موفق نشدند به اين معنا، و آن كسى كه به اين معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنيا اجرا خواهد كرد، نه آن هم اين عدالتى كه مردم عادى مىفهمند كه فقط قضيه عدالت در زمين براى رفاه مردم باشد بلكه عدالت در تمام مراتب انسانيت. انسان اگر هر انحرافى پيدا كند، انحراف عملى، انحراف روحى، انحراف عقلى، برگرداندن اين انحرافات را به معناى خودش اين ايجاد عدالت است در انسان. اگر اخلاقش اخلاق منحرفى باشد، از اين انحراف وقتى به اعتدال برگردد، اين عدالت در او تحقق پيدا كرده است. اگر در عقايد يك انحرافاتى و كجيهايى باشد، برگرداندن آن عقايد كج به يك عقيده صحيح و صراط مستقيم، اين ايجاد عدالت است در عقل انسان. در زمان ظهور مهدى موعود- سلام اللَّه عليه- كه خداوند ذخيره كرده است او را از باب اينكه هيچ كس در اولين و آخرين، اين قدرت برايش نبوده است و فقط براى حضرت مهدى موعود بوده است كه تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد، و آن چيزى كه انبيا موفق نشدند به آن با اينكه براى آن خدمت آمده بودند، خداى تبارك و تعالى ايشان را ذخيره كرده است كه همان معنايى كه همه انبيا آرزو داشتند، لكن موانع، اسباب اين شد كه نتوانستند اجرا بكنند، و همه اوليا آرزو داشتند و موفق نشدند كه اجرا بكنند، به دست اين بزرگوار اجرا بشود .
پيام راديو- تلويزيونى امام به ملت ايران درباره تشكيل جهاد سازندگى
بسم
اللَّه الرحمن الرحيم.
ما در مشكلات بايد متوسل بشويم به ملت. ملتى كه-بحمداللَّه مهيا براى كمك و فداكارى بوده و هستند. با فداكارى ملت-بحمداللَّه مراحلى را كه بسيار اهميت داشت پشت سر گذاشتيم، موانع مرتفع شد، خائنين رفتند، و اگر تتمهاى هم باشد، با همت ملت خواهند رفت. لكن اين ديوار شيطانى بزرگ كه شكست، پشت آن ديوار خرابيهاى زياد هست؛ و ما بايد به همت ملت آن خرابيها را ترميم كنيم.
ناچاريم كه به ملت متوجه بشويم براى سازندگى؛ براى اينكه ترميم كنيم اين خرابيها كه در طول مدت حكومت جائر پهلوى در مملكت ما حاصل شده است. و بحمداللَّه ملت ما راجع به سازندگى، اين مهيا بودن خودشان را اعلام كردهاند. دانشجوهاى عزيز، متخصصين، مهندسين و بازارى، كشاورز، همه قشرهاى ملت، داوطلب براى اين است كه ايرانى كه به طور مخروبه به دست ما آمده است بسازند. از اين جهت، بايد ما بگوييم يك جهاد سازندگى، موسوم كنيم اين جهاد را به «جهاد سازندگى» كه همه قشرهاى ملت، زن و مرد، پير و جوان، دانشگاهى و دانشجو، مهندسين و متخصصين، شهرى و دهاتى، همه با هم بايد تشريك مساعى كنند و اين ايران را كه خراب شده است بسازند.
پيام امام به شركت كنندگان دركنگره هزاره نهج البلاغه | 28 ارديبهشت 1360 | 13 رجب 1401

درباره شخصيت على بن ابيطالب، از حقيقت ناشناخته او صحبت كنيم، يا با شناخت محجوب و مهجور خود؟ اصلًا على- عليه السلام- يك بشر ملكى و دنيايى است كه ملكيان از او سخن گويند يا يك موجود ملكوتى است كه ملكوتيان او را اندازه گيرى كنند؟ اهل عرفان درباره او جز با سطح عرفانى خود و فلاسفه و الهيون جز با علوم محدوده خود با چه ابزارى مىخواهند به معرفى او بنشينند؟ تا چه حد او را شناختهاند تا ما مهجوران را آگاه كنند؟ دانشمندان و اهل فضيلت و عارفان و اهل فلسفه با همه فضايل و با همه دانش ارجمندشان آنچه از آن جلوه تام حق دريافت كردهاند، در حجاب وجود خود و در آينه محدود نفسانيت خويش است و مولا غير از آن است. پس اولى آن است كه از اين وادى بگذريم و بگوييم على بن ابيطالب فقط بنده خدا بود، و اين بزرگترين شاخصه اوست كه مىتوان از آن ياد كرد، و پرورش يافته و تربيت شده پيامبر عظيم الشأن است، و اين از بزرگترين افتخارات اوست، كدام شخصيت مىتواند ادعا كند كه عبداللَّه است و از همه عبوديتها بريده است، جز انبياى عظام و اولياى معظم كه على- عليه السلام- آن عبد وارسته از غير و پيوسته به دوست كه حجب نور و ظلمت را دريده و به معدن عظمت رسيده است، در صف مقدم است. و كدام شخصيت است كه مىتواند ادعا كند از خردسالى تا آخر عمر رسول اكرم در دامن و پناه و تحت تربيت وحى و حامل آن بوده است جز على بن ابيطالب كه وحى و تربيت صاحب وحى در اعماق روح و جان او ريشه دوانده. پس او بحق عبداللَّه است و پرورش يافته عبداللَّه اعظم است.

امام خامنه ای در کلام امام خمینی(ره)
آقاى خامنه اى، نعمتى است كه خدا به ما داده و در بين متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، چون خورشيد، روشنى مىدهند
من آقاى خامنه اى را بزرگ كردم.(1) (او كسى است) كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنينانداز است؛(2) متعهد و مبارز در خط مستقيم اسلام و عالم به دين سياست.(3)

بیانات امام خامنه ای در مراسم بیست و دومین سالگرد رحلت امام خمینی(ره)
سلام و رحمت خدا بر روح مطهر امام بزرگوار و شهداى انقلاب اسلامى. امروز بار ديگر ملت ايران سالگرد امام بزرگوارمان را با اين تجديد ياد و خاطره، در جهت مكتب امام و راه امام پى ميگيرند. هر سال روز چهاردهم خرداد فرصتى است براى مطرح شدن بخشى و بُعدى از ابعاد زندگى مطهر امام و خط مبارك و روشن آن بزرگوار.
امسال سالگرد امام با يك حادثهى مهم ديگر نيز همراه و همزمان است و آن، بيدارى اسلامى است؛ حادثه و حماسهاى كه امام بزرگوار ما انتظار آن را ميكشيدند، آرزوى آن را داشتند و از آن خبر هم داده بودند. امام بزرگوار حركت بيدارى ملتهاى مسلمان را پيشبينى ميكرد و خداوند متعال تفضل فرمود، اين پيشبينى به وقوع پيوست؛ همچنان كه سقوط حكومت شوروى را پيشبينى كرد و خداى متعال آن را تحقق بخشيد.
یادداشت از علی سلیمانیان
«من قبول دارم که از قرن هجدهم به بعد، هر تحول اجتماعی که اتفاق افتاده بسط مدرنیته بوده است؛ اما انقلاب (اسلامی) ایران تنها حرکت اجتماعی است که در برابر مدرنیته قرار دارد... انقلاب اسلامي ايران جنبشي است که از راه آن ميتوان عنصري معنوي را داخل زندگي سياسي کرد. کاري کرد که اين زندگي سياسي مثل هميشه سد راه معنويت نباشد. بلکه به پرورشگاه و جلوهگاه و خميرمايه آن تبديل شود. »1. میشل فوکو، جامعه شناس و متفکر برجسته فرانسوی و اصلی ترین نظریه پرداز جریان پستمدرنیسم، ضمن این بیان درباره راهبرد انقلاب اسلامی و مردم انقلابی ایران نیز چنین مینویسد: «آنان با این نحوه زندگی مطابق با دین اسلام به عنوان یک نیروی انقلابی، خواهان چیزی غیر از صرف اطاعت کورکورانه از قوانین (رایج دنیا) هستند. آنان از طریق بازگشت به تجربه معنوی که معتقدند میتوانند در اسلامِ تشیع آن را پیدا کنند، خواهان تجدید بنای کامل هستی خود هستند»2.

پيام امام خامنه ای به مناسبت اولين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى(ره)
دوران ده سالهى حيات مبارك امام خمينى (رضوان اللَّهتعالىعليه)، الگو و نمونهى حيات جامعهى انقلابى ماست و خطوط اصلى انقلاب، همان است كه امام ترسيم فرموده است. دشمنان خامطمع و كوردل كه گمان كردند با فقدان امام خمينى، دوران جديد با مشخصاتى متمايز از دوران امام خمينى (قدّسسرّه) آغاز شده است، سخت در اشتباهند. امام خمينى، يك حقيقت هميشه زنده است. نام او پرچم اين انقلاب، و راه او راه اين انقلاب، و اهداف او اهداف اين انقلاب است. امت امام و شاگردان او كه از سرچشمهى فياض آن موجود ملكوتى سيراب شده و عزت و كرامت اسلامى و انسانى خود را در آن جستهاند، اكنون شاهد آنند كه ملتهاى ديگر، حتّى ملتهاى غيرمسلمان، نسخهى تعاليم انقلابى آن قائد عظيم را مايهى نجات خود دانسته و آزادى و عزت خويش را در آن يافتهاند. امروز به بركت نهضت آن يگانهى دوران، مسلمانان در همهجا بيدار شدهاند و كاخ امپراتوريهاى سلطهى ظالمانه، رو به ويرانى نهاده است. ملتها ارزش قيام ملى را دريافته و غلبهى خون بر شمشير را تجربه مىكنند و همه در همهجا، چشم به ملت مقاوم ونستوه ايران دوختهاند.